Territorium
C2اسمخطه، سرزمین، قلمرو
JadoLearn Dictionary
Territorium یعنی خطه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خطه، سرزمین، قلمرو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محله، خطه، سرزمین
محله، خطه، سرزمین
مسکن گزیدن، اتاق، اطاق
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
تنظیم، جااندازی، افول
پادشاهی، مملکت، ملکوت
خطه، سرزمین، قلمرو
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
چرک، کثافت، چرکی
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.