Theaterkulisse
C2اسمصحنه سازی، چشم انداز، صحنه
JadoLearn Dictionary
Theaterkulisse یعنی صحنه سازی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صحنه سازی، چشم انداز، صحنه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صحنه سازی، چشم انداز، صحنه
صحنه سازی، چشم انداز، صحنه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.