ticken
A2فعلکنه، تیک تیک، شکست دادن
JadoLearn Dictionary
ticken یعنی کنه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنه، تیک تیک، شکست دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ریزی، ریزگی، کنه
کنه، تیک تیک، شکست دادن
کنه، تیک تیک، شکست دادن
کنه، تیک تیک، شکست دادن
صدای شیپور، چسبیدن به، بشکن
چسبیدن به، بشکن، گیره فنری
چسبیدن به، بشکن، گیره فنری
چسبیدن به، بشکن، گیره فنری
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.