Trafo
C2اسممقلب، ترانسفورماتور، ترادیسنده
JadoLearn Dictionary
Trafo یعنی مقلب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقلب، ترانسفورماتور، ترادیسنده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقلب، ترانسفورماتور، ترادیسنده
مقلب، ترانسفورماتور، ترادیسنده
مقلب، ترانسفورماتور، ترادیسنده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.