Translat
C2اسمانتقال، واکهداشتن، واکهداردن
JadoLearn Dictionary
Translat یعنی انتقال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
ترجمه، مترجمی، ترجمه و اقتباس
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.