ummanteln
B1فعلدرلفافه پیچیدن، عبا، شنل
JadoLearn Dictionary
ummanteln یعنی درلفافه پیچیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آغشتن، لک کردن، نامشخص بنظر آمدن
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
قشر تشکیل دادن، غاشیه، کلاه توری
غاشیه، کلاه توری، کاستن
چار چوب، پاپوش دوختن، شاسی
غاشیه، کلاه توری، نورانی کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.