Verfall
B1اسمفاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
JadoLearn Dictionary
Verfall یعنی فاسد شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اعسار، افلاس، ورشکستگی
چپ، احمر، سرخ
فسخ، تجزیه، انحلال
فسخ، تجزیه، انحلال
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
فسخ، تجزیه، انحلال
تبار، خراب، فنا کردن
برکناری، اخراج، فسخ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.