Verflechtungen
B2اسمجا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
JadoLearn Dictionary
Verflechtungen یعنی جا انداختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بلا فصل، عاجل، فوری
کارسرهم بندی، وصله دوزی، آش شلهقلمکار
جا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
جا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.