Vermehrungsorgan
C2اسمشکفتگی، شکوفه دهنده، شکوفه کردن
JadoLearn Dictionary
Vermehrungsorgan یعنی شکفتگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شکفتگی، شکوفه دهنده، شکوفه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جشن عروسی، مجلس عروسی، عروسی
شکفتگی، شکوفه دهنده، شکوفه کردن
شکفتگی، شکوفه دهنده، شکوفه کردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.