vernehmen
C2فعلخبر داشتن، شنیدن، استماع کردن
JadoLearn Dictionary
vernehmen یعنی خبر داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خبر داشتن، شنیدن، استماع کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درگیر کردن، گرفتار شدن، گرفتار کردن
منقل، بریان کردن، بریان شدن
فضولانه نگاه کردن
توافق، تطابق، همدلی
پرداختن، حضور یافتن، ملازمه
خبر داشتن، شنیدن، استماع کردن
خبر داشتن، شنیدن، استماع کردن
خبر داشتن، شنیدن، استماع کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.