Versicherung
C1اسمبیمه گر، گرو گذاشتن، گرو
JadoLearn Dictionary
Versicherung یعنی بیمه گر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیمه گر، گرو گذاشتن، گرو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
برشته کردن، نان برشته، برشته شدن
بیمه گر
بیمه گر
بیمه گر
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
گرو گذاشتن، گرو، تعهد کردن
مایه تسلی، قوت قلب، تشویق
دوباره، ثانی، دومین
بازشناخت، شناخت، بازشناسی
اظهار، بیانیه، گفتار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.