Verzug
B1اسمقرار دادی، دیر کرد، تانی
JadoLearn Dictionary
Verzug یعنی قرار دادی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قرار دادی، دیر کرد، تانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نیکخواه، عام المنفعه، خیراندیش
قرار دادی
کم هوشی، شتاب منفی، عقب افتادگی
دیر کرد، تانی، درنگ
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.