vorbeigehen
A2فعلدیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
JadoLearn Dictionary
vorbeigehen یعنی دیدن کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
دیدن کردن، ویزیت، دیدار کردن
سر سکه، وفات یافتن، جان باختن
بربا درفتن، هرز، هدر
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.