vorliegen
A2فعلوجود داشتن، موجود بودن، بودن
JadoLearn Dictionary
vorliegen یعنی وجود داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
شرکت داشتن، شرکت کردن، حضور داشتن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.