Wahlkampf
C2اسمنامزدی، داوطلبی، نامزدی داوطلبی
JadoLearn Dictionary
Wahlkampf یعنی نامزدی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نامزدی، داوطلبی، نامزدی داوطلبی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کنش، عمل، فعل
نامزدی، داوطلبی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.