Wald
C2اسمجنگل، مشجر کردن، درختکاری کردن
JadoLearn Dictionary
Wald یعنی جنگل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جنگل، مشجر کردن، درختکاری کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جنگل، مشجر کردن، درختکاری کردن
جنگل، مشجر کردن، درختکاری کردن
جنگل، مشجر کردن، درختکاری کردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.