Wand
C2اسمدیواره، دیوار، دیوار کشیدن
JadoLearn Dictionary
Wand یعنی دیواره. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دیواره، دیوار، دیوار کشیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شمشعک، ساحل، کرانه
دیواره، دیوار، دیوار کشیدن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.