willig
B1صفتفرمانبردار، حرف شنو، چاکر
JadoLearn Dictionary
willig یعنی فرمانبردار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرمانبردار، حرف شنو، چاکر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سر براه، سلیم الطبع، معتدل
سر براه، سلیم الطبع، معتدل
فرمانبردار، حرف شنو، چاکر
فرمانبردار، حرف شنو، چاکر
فرمانبردار، حرف شنو، چاکر
بالذت، طبعا، بالطبع
هم نوا، عطفی، ملتحمه
اشتراکی، تعاونی
اشتراکی، تعاونی
اشتراکی، تعاونی، تنه لش
اشتراکی، تعاونی
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.