Winter
C2اسمشتا، قشلاق، زمستان
JadoLearn Dictionary
Winter یعنی شتا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شتا، قشلاق، زمستان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شتا، قشلاق، زمستان
شتا، قشلاق، زمستان
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.