Wohlbefinden
C2اسمسلامتی، سلامت، تندرستی
JadoLearn Dictionary
Wohlbefinden یعنی سلامتی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سلامتی، سلامت، تندرستی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سلامتی، سلامت، تندرستی
بنظر آمدن، درخور بودن، بهم آمدن
آسایش دادن، نعمت، مایه تسلی
راست نما، محتمل، ملحوظ
رفاه، خیریت، ترفیه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.