Wohneinheit
C2اسماقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات، اقامتگاه، سازگاری
JadoLearn Dictionary
Wohneinheit یعنی اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات، اقامتگاه، سازگاری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ملجا، باران گیر، ملجاء
ملجا، باران گیر، ملجاء
اقامت گاه، متبوع، ماوا
شبیه میخ، میخچوبی، میل
کاخ، عمارت بزرگ، محل سکنی
کاخ، عمارت بزرگ، محل سکنی
طایفه، عترت، خانواده
پانسیون، سرای، مسافر خانه
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات
اقامتگاه؛ سازگاری؛ تسهیلات
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.