wohnhaft
C1صفتمقیم، ماندنی، ساکن
JadoLearn Dictionary
wohnhaft یعنی مقیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقیم، ماندنی، ساکن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محلی، بومی، مقیم
محلی، بومی، مقیم
محلی، بومی، مقیم
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
زلال، نور افشان، صوری
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.