Zeiger
B2اسمیک وجب، عقربک، چنگ
JadoLearn Dictionary
Zeiger یعنی یک وجب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
یک وجب، عقربک، چنگ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
یک وجب، عقربک، چنگ
اشاره کننده، اشارهگر، عقربک
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
طلایه دار، پیشرو، مژده دهنده
فهرست کردن، شاخص، فهرست نامه
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
یک وجب، عقربک، چنگ
اشاره کننده، اشارهگر، عقربک
اشاره کننده، اشارهگر، عقربک
نام نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن
معادل، هم ارز، نظیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.