Zeitlang
B1اسمنوبت، گاهگذشت، وقت
JadoLearn Dictionary
Zeitlang یعنی نوبت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوبت، گاهگذشت، وقت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیکل، چرخه زدن، نوسان
تخته شستی، ماله صافکاری، نوبت
نقطه گذاشتن، بند کشی کردن، معنی
آغاز تاریخ، عصر تاریخی، نوبت
نوبت، گاهگذشت، وقت
نوبت، گاهگذشت، وقت
نوبت، گاهگذشت، وقت
نوبت، گاهگذشت، وقت
نوبت، گاهگذشت، وقت
نوبت، گاهگذشت، وقت
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.