zu Gesicht bekommen
B2فعلنظاره کردن، نظر کردن، نگریستن
JadoLearn Dictionary
zu Gesicht bekommen یعنی نظاره کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نظاره کردن، نظر کردن، نگریستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دریاچه، تالاب، برکه
بدکاره، جنده، فاحشه
درگیر کردن، گرفتار شدن، گرفتار کردن
نظاره کردن، نظر کردن، نگریستن
نظاره کردن، نظر کردن، نگریستن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.