zusammenkommen
B1فعلقرین شدن، پیوستن، پیوندن
JadoLearn Dictionary
zusammenkommen یعنی قرین شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ذخیره، محفوظ کردن، رزرو کردن
اجلاسیه داشتن، اجلاسیه کردن، تکافو کردن
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
بستن، تنگ هم، مقارن
بستن، تنگ هم، مقارن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.