zusammenpassen
C2فعلتطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
JadoLearn Dictionary
zusammenpassen یعنی تطابق داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
تطابق داشتن، تطبیق کردن، مطابق شدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.