zuweisen
B2فعلمقعر کردن، مقرر داشتن، مامور کردن
JadoLearn Dictionary
zuweisen یعنی مقعر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقعر کردن، مقرر داشتن، مامور کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جزو، بخش، جزء
پخش شدن، تقسیم کردن، غرماء کردن
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
قدرت دادن، نیرومند کردن، وکالت دادن
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
مواخذه کردن، مودب کردن، توبیخ و ملامت کردن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
احتکار کردن، بذل کردن، عوض دادن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.