abash
C2فعل/US /əbˈæʃ/ əb-ĂSH; UK /əbˈæʃ/ əb-ĂSH/
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن، دستپاچه کردن، خجالت زده کردن
JadoLearn Dictionary
معنی abash به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن، دستپاچه کردن، خجالت زده کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آزرم، شرمندگی، عار
آبرو ریختن، شرمنده کردن، بیآبرو کردن
تشجیع کردن، تشویق وترغیب کردن، دلگرم کردن
خوار کردن؛ تحقیر کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.