embarrass
C2اسم/US /ɪmbˈɛrəs/ ĭmb-ĔR-əs; UK /ɪmbˈɛrəs/ ĭmb-ĔR-əs/
آبرو ریختن، شرمنده کردن، بیآبرو کردن
JadoLearn Dictionary
معنی embarrass به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آبرو ریختن، شرمنده کردن، بیآبرو کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درهم گیر افتادن، گیر انداختن
نامنظم کردن، درجواب عاجز کردن، اشتباهی گرفتن
چیستان، جدول معما، معما
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.