accelerate
B2فعل/US /æksˈɛlɚˌeɪt/ ăks-ĔL-ər-āt; UK /æksˈɛlɚˌeɪt/ ăks-ĔL-ər-āt/
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن، شتاب گرفتن، سرعت دادن
JadoLearn Dictionary
معنی accelerate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن، شتاب گرفتن، سرعت دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
افزایش، مزید شدن، مزید کردن
شتاباندن
زنده کردن، زنده شدن، دور گرفتن
کند، یواش، کندرو
رها کردن؛ ترک کردن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
جمع شدن؛ انباشتن
متهم کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن
لغو کردن؛ برانداختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.