speed
A1اسم/US /spiːd/ spēd; UK /spiːd/ spēd/
سرعت، شتاب، سرعت شتاب
JadoLearn Dictionary
معنی speed به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرعت، شتاب، سرعت شتاب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بشتاب رفتن، تبادر، شتابزدگی
فرزی، چابکی، تندی
اعزام کردن، روانهسازی، اعزام
اردوکشی، تسریع
شتابزدگی، شتابیدن، عجله
شتاباندن
شتاباندن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.