accompany
B1فعل/US /əkˈʌmpəniː/ ək-ŬMP-ən-ē; UK /əkˈʌmpəniː/ ək-ŬMP-ən-ē/
همراهی کردن؛ همراه بودن، همراهی کردن، همراه بودن
JadoLearn Dictionary
معنی accompany به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همراهی کردن؛ همراه بودن، همراهی کردن، همراه بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.