affection
C2اسم/US /əfˈɛkʃən/ əf-ĔKSH-ən; UK /əfˈɛkʃən/ əf-ĔKSH-ən/
عاطفه، علاقه، محبت
JadoLearn Dictionary
معنی affection به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عاطفه، علاقه، محبت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ضمیمه، علیقه، چسبیدگی
سوداء، هوای نفس، شهوت
خاتر خواهی، علاقه
تفقد، تعطف، رافت
عشق داشتن، عاشق بودن، خاتر خواهی
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.