allow
C2اسم/US /əlˈaʊ/ əl-OU; UK /əlˈaʊ/ əl-OU/
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
JadoLearn Dictionary
معنی allow به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقعر کردن، مقرر داشتن، مامور کردن
عطا کردن، بذل کردن
پته، پروانه، مجاز کردن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.