beginning
C1اسم/US /bɪɡˈɪnɪŋ/ bĭg-ĬN-ĭng; UK /bɪɡˈɪnɪŋ/ bĭg-ĬN-ĭng/
بدو، اوایل، شروع
JadoLearn Dictionary
معنی beginning به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدو، اوایل، شروع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درجه گیری
قسمت مقدماتی
ژور، دهانه، افتتاح
درگه، آستانه، درگاه
منبع، منشا، جرثومه
ابتدا
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.