blame
A1اسم/US /bleɪm/ blām; UK /bleɪm/ blām/
نکوهش، سرزنش، تقصیر بگردن گذاردن
JadoLearn Dictionary
معنی blame به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نکوهش، سرزنش، تقصیر بگردن گذاردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
محکومیت
خار کردن، ممت، مذمت کردن
تقصیر، حرج، گناه
خطاکاری کردن، خطا کردن، معصیت کردن
جرم، جنایت، خلاف
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.