reproach
C2اسم/US /riːprˈoʊtʃ/ rēpr-ŌCH; UK /riːprˈoʊtʃ/ rēpr-ŌCH/
خار کردن، ممت، مذمت کردن
JadoLearn Dictionary
معنی reproach به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خار کردن، ممت، مذمت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نکوهش، سرزنش، تقصیر بگردن گذاردن
غرغرکردن
زخم زبان
محکوم کردن، محکوم نمودن
بدزبانی کردن، ناسزا گفتن
بی اعتبار کردن
ننگین کردن
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
بد دهانی، فحاشی
وقاحت، ادعای بیخود، جسارت
اهانت کردن، توهین، متلک گفتن
استهزاء کردن، ننگ داشتن، خردا نگاشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.