colleague
C2اسم/US /kˈɑliːɡ/ KÄL-ēg; UK /kˈɑliːɡ/ KÄL-ēg/
هم قطار، همقطار، هم پیشه
JadoLearn Dictionary
معنی colleague به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هم قطار، همقطار، هم پیشه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کارگشا، مغیث، یاور
همیاور، معین، معاظد
یاری کننده
هم پیمان، هم سوگند، متحدین
هم نشینی کردن، آمیخته شدن، هم نشین شدن
مصاحب، انیس، هم نشین
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.