combat
A1اسم/US /kˈɑmbæt/ KÄMB-ăt; UK /kˈɑmbæt/ KÄMB-ăt/
حرب، مبارزه، مصاف
JadoLearn Dictionary
معنی combat به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حرب، مبارزه، مصاف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت بخرج دادن
معترض شدن، مصاف دادن، مخالفت کردن
استقامت ورزیدن
بمبارزه طلبیدن
دشمنی کردن، دشمن کردن
دفع کردن
نامزدی
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
منازعه کردن، مسابقه
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.