struggle
A1اسم/US /strˈʌɡəl/ STRŬG-əl; UK /strˈʌɡəl/ STRŬG-əl/
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
JadoLearn Dictionary
معنی struggle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کارگری، درد زایمان
جدیت، مجاهدت، سعی بلیغ
تقلا، کوشش، سعی
منازعه کردن، مسابقه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.