labor
C2اسم/US /lˈeɪbɚ/ LĀB-ər; UK /lˈeɪbɚ/ LĀB-ər/
کارگری، درد زایمان، کارگری درد زایمان
JadoLearn Dictionary
معنی labor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کارگری، درد زایمان، کارگری درد زایمان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
مشقت کشیدن، محصول رنج
جان کنی، خرحمالی
کار، تکلیف
اعمال زور
تقلا، کوشش، سعی
صناعت، صنعت
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.