task
A1اسم/US /tæsk/ tăsk; UK /tæsk/ tăsk/
کار، تکلیف، کار تکلیف
JadoLearn Dictionary
معنی task به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار، تکلیف، کار تکلیف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
کارگری، درد زایمان
کارمندی، استخدام، کارگزینی
کسب، کاسبی، معامله
مشقت کشیدن، محصول رنج
جان کنی، خرحمالی
مطالعه، دراست، مطالعه کردن
سبق، درس
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.