effort
C2اسم/US /ˈɛfɚt/ ĔF-ərt; UK /ˈɛfɚt/ ĔF-ərt/
تقلا، کوشش، سعی
JadoLearn Dictionary
معنی effort به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تقلا، کوشش، سعی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جدیت، مجاهدت، سعی بلیغ
اعمال زور
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
صافی کردن
پالا
کوشش، سعی
محاکمه، دادرسی
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.