communicate
C2اسم/US /kəmjˈuːnəkˌeɪt/ kəmy-O͞ON-ək-āt; UK /kəmjˈuːnəkˌeɪt/ kəmy-O͞ON-ək-āt/
ارتباط برقرار کردن، ابلاغ کردن، القاء کردن
JadoLearn Dictionary
معنی communicate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ارتباط برقرار کردن، ابلاغ کردن، القاء کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عطا کردن، بذل کردن
افشا شده، فاش کردن، آشکار ساختن
افشاء کردن، بروز دادن، آشکار شدن
گفتن، نقل کردن، فرق گذاردن
اعلان کردن، اعلامداشتن، اعلام کردن
یکایک گفتن، شمارش مجدد
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.