compliance
C1اسم/US /kəmplˈaɪəns/ kəmpl-Ī-əns; UK /kəmplˈaɪəns/ kəmpl-Ī-əns/
تمکین
JadoLearn Dictionary
معنی compliance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تمکین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
امتیاز، امتیازنامه
فرمانبرداری، اذعان، انقیاد
راضی شدن، رضامندی، رضایت
اطاعت، مطاوعت، تمکین
طرز کار، اجرا
گردن زنی، اجرا، اعدام
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.