performance
C1اسم/US /pɚfˈɔrməns/ pərf-ÔRM-əns; UK /pɚfˈɔrməns/ pərf-ÔRM-əns/
طرز کار، اجرا، طرز کار اجرا
JadoLearn Dictionary
معنی performance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طرز کار، اجرا، طرز کار اجرا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اکمال، اتمام، تکمل
گردن زنی، اجرا، اعدام
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
دستاورد؛ موفقیت
استحصال، تولید، ساخت
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
کنش، فعل، باقباله واگذار کردن
دوشیدن، استثمار کردن، استخراج کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.