compress
C2اسم/US /kˈɑmprɛs/ KÄMPR-ĕs; UK /kˈɑmprɛs/ KÄMPR-ĕs/
کمپرس، متراکمکردن، کمپرس متراکمکردن
JadoLearn Dictionary
معنی compress به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کمپرس، متراکمکردن، کمپرس متراکمکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فشاردن، چلاندن، بزورجا دادن
متراکم کردن، متراکم، متراکم شدن
تصغیر کردن، کم کردن، تخفیف دادن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.