confine
C2اسم/US /kənfˈaɪn/ kənf-ĪN; UK /kənfˈaɪn/ kənf-ĪN/
محبوس شدن، محبوس کردن، محبوس شدن محبوس کردن
JadoLearn Dictionary
معنی confine به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محبوس شدن، محبوس کردن، محبوس شدن محبوس کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حساب، محدودیت قائل شدن، محدود بودن
مهار کردن
زندانکردن، بزندان انداختن، حبس کردن
چینهکشیدن
محدود و مشخص کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.