contract
A1اسم/US /kˈɑntrˌækt/ KÄNTR-ăkt; UK /kˈɑntrˌækt/ KÄNTR-ăkt/
موافقتنامه، مبتلا شدن، به مقاطعه دادن
JadoLearn Dictionary
معنی contract به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موافقتنامه، مبتلا شدن، به مقاطعه دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خلاصه کردن؛ کوتاه کردن
باریک شدن، باریک کردن، تنگ
کمتر شدن
متراکم کردن، متراکم، متراکم شدن
تصغیر کردن، کم کردن، تخفیف دادن
محبوس شدن، محبوس کردن
میثاق بستن
توافق، تطابق، همدلی
فشرده، فشرده کردن
مصرح، مصرحات
چانه زدن، قرارداد معامله، معامله
ترتیب، نظامت، تنسیق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.